به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






درمان انحرافات جنسي(قسمت اول):

انحرافات جنسی،یکی از مشکلاتی است که در جامعه و مخصوصا در بین عده ای از جوانان و نوجوانان و حتی کودکان وجود دارد که باید برای این معضل،چاره جوئی کرد.

همهء ما به قانون « علت و معلول» اعتقاد داریم و معتقدیم که در مواجهه با یک مشکل،اول باید به ریشه یابی و کشف علت یا علت های به وجود آورندهء آن مشکلات بپردازیم و سپس با رفع آن علت ها،مشکل به وجود آمده را از بین ببریم.

یکی از دلایلی که باعث میشود مشکل انحرافات جنسی حل نشود و حتی ادامه پیدا کند و گسترش یابد،این است که ما معمولا در مواجهه با افراد منحرف،به جای ریشه یابی و کشف علت به وجود آمدن آن مشکل،به قوهء قهریه متوسل می شویم و مثلا با تنبیه و مجازات فردی که مرتکب عمل انحرافی شده و یا تهدید او به مجازات و یا ترساندن وی از عواقب اعمال انحرافی،باعث سرخوردگی و نا امیدی آن فرد می شویم که خود این سرخوردگی و احساس گناه،نه تنها کمکی در حل اساسی آن معضلات نمی کند،بلکه حتی باعث تشدید آن انحراف و معضل می گردد.مخصوصا در مورد کودکان و نوجوانانی که هنوز تجربهء کافی در زندگی ندارند.

ما بحث مان را با بررسی انواع انحرافات جنسی، نحوهء رفع هر کدام از انحرافات و مخصوصا روش های پیشگیرانه ارائه میدهیم:

انواع انحرافات جنسی:

انحرافاتی که جنسی به حساب می آیند،متعدد هستند و بعضا به زیرشاخه های گسترده ای تقسیم می شوند که پرداختن به همهء آنها در اینجا ممکن نیست.ما سعی می کنیم آنها را به صورت کلی مطرح کنیم.

نکات کلی و مهم در پیشگیری از انحرافات کودکان:

در روشهائی که ذکر خواهد شد،اصل بر این است که اصلا موقعیتی پیش نیاید که احساس شهوانی کودک به طور نا به هنگام بیدار شود و یا اینکه از ایجاد عادات ناپسند جنسی در او جلوگیری شود.

الف)داشتن هدف و برنامه ریزی در زندگی:

وقتی که زندگی دارای هدف خاصی باشد ، روی این هدف،برنامه ریزی شده و گفتارها،برخوردها و نحوهء زندگی و طبعا نحوهء ارتباط با کودکان و نوجوانان دارای شیوهء خاصی خواهند بود و زندگی بر این اساس پیش می رود.

ب)کنترل روابط و رفتار والدین:

کنترل نحوهء برخورد والدین در منازعات و خودداری از درگیری ها و همچنین مراقبت از ایجاد روابط جنسی در حضور آنان از عوامل بسیار مهم جلوگیری از انحراف است؛زیرا اکثر کودکان در پاسخ انحرافات خود می گویند که تقلید کار پدر یا مادر خود را کرده اند.

ج)ارضاء عاطفی:

کودکانی که در دوران زندگی از نظر عاطفی دارای کمبود بوده اند،در دوران نوجوانی سعی می نمایند از طریق لغزش های جنسی،این کمبود را جبران نمایند.

د)اعتدال در محبت:

در محبت ها نه راه افراط را باید رفت و نه از شیوهء تفریط متابعت نمود،بلکه میانه روی بهترین شیوه است.زیادی محبت سبب می گردد که کودک احساس وابستگی شدیدی نسبت به والدینش پیدا کند و این چندان مطلوب نیست.این محبت های زیاد می تواند سبب انحرافات بعدی نیز بشود.

ه)تقویت مبانی اخلاقی:

از آنجائی که آرامش های اخلاقی می تواند سد هائی در راه سیر کنترل نشدهء غرایز ایجاد کند،تقویت بنیهء اخلاقی یکی از راههای هدایت فرزندان به راه صحیح و جلوگیری از انحراف آنان است.

والدین باید سعی داشته باشند که با عمل خویش،به فرزندان شان عزت نفس،تن به ذلت ندادن،با حیا بودن،غرور داشتن،صادق بودن و داشتن حجب و حیا را بیاموزند.به خصوص این مسئله در مورد دختران اهمیت بیشتری دارد.

و)تقویت نیروی اراده و ایمان:

آموختن موازین دینی که یکی از عوامل مهم در زندگی صحیح است،به عهدهء پدران و مادران می باشد.در ضمن این آموزش باید به تمرین تقویت ارادهء آنان پرداخت و به کودکان آموخت که در مقابل هر دعوتی تسلیم نشده و به هر امر و دستوری خود را نبازند.به قول معروف،کودکان باید قدرت و جرأت « نه » گفتن را داشته باشند.اگر ضعف اراده با ضعف ایمان همراه شود،خسارات جبران ناپذیری به حیات خانواده وارد خواهد ساخت.

ز)آگاهی دادن:

والدین و مربیان باید به فرزندان خود راه و رسم زندگی سالم،عفت،پاکدامنی و ارزش آن،زندگی شرافتمندانه؛...و ضرر انحراف و لغزش را بیاموزند تا آنها حافظ آبرو و حیثیت خانوادهء خود باشند.

کودک در سنین قبل از دبستان هم باید بداند که کسی نباید او را لخت ببیند و او نیز نباید به کسی که لخت است،نگاه کمد.کسی نباید به بدن او دست بزند و خود او نیز نباید به بدن خود و بدن کسی دست بزند.مجددا متذکر می شویم که ایت آموزشها در مورد دختران اهمیت و ارزش بیشتری دارد.

ح)بهداشت جسمی:

همانگونه که قبلا ذکر شد،وجود برخی انگلها و بیماریها ممکن است سبب تحریک اطراف دستگاه تناسلی گردد،و اینکار سبب خود ارضائی شود و باعث انحرافات بعدی گردد.بنابراین والدین در درمان بیماری های دستگاه گوارش کودکان باید با جدیت برخورد کنند.رعایت بهداشت جسمانی و نظافت بدن نیز اهمیتی مشابه دارد.

ط)بهداشت روانی:

کودک باید در طول زندگی از محبت کافی برخوردار باشد ولی مورد دیگری که وجود دارد،عدم قرار دادن کودک و یا نوجوان در حالت اضطراب و نگرانی است.چون اضطراب یکی از عوامل تحریک کنندهء جنسی است و جست و جوی این حالت می تواند سبب لغزش گردد.

پس اگر در محیط خانواده موضوعی ایجاد شده باشد که سبب متوجه شدن تنبیه یا سرزنشی به کودک گردد،بدون تاخیر از لحاظ زمانی این تنبیه انجام گیرد و قضیه برای فردا و فرداها نماند که موجب اضطراب کودک گردد و او را مدتی در این حال نگهدارد؛چون خود این انتظار توام با اضطراب،عامل تحریک کودک به خودارضائی است.

ی)کنترل کودک:

انس و الفت میان نوجوانان و کودکان بسیار خوب است ولی به شرطی که با حفظ آزادی و احترام لازم،این روابط تحت کنترل باشد.بنابرابن رفت و آمد ها،روابط و معاشرتها و دید و شنید هاو برخوردهای آنان باید تحت کنترل باشد تا مسائل جزئی باعث انحراف آنان نگردد.دوستان فرزندان باید شناخته شده باشند و باید دانست که آنان به چه جاهائی رفته و شاهد چه روابط و صحنه هائی هستند.

ک)ایجاد عادات صحیح:

برخی عادات بد می تواند سبب انحرافات بعدی کودک گردد.بنابراین باید به این حالات قبل از اینکه به صورت عادت در بچه مستقر گردد توجه شده و از آن ممانعت به عمل آید.خوابیدن کودک روی شکم،نوع قرار دادن پاها و اعضای بدن بر روی یکدیگر،ماندن و غلطیدن در رختخواب،عدم تخلیه و دفع ادرار و مدفوع قبل از خواب،بدون پیژامه خوابیدن،پوشیدن لباسهای بسیار زبر یا بسیار نرم و...بعضی از مواردی است که سبب لغزش خواهد شد بنابراین به آنان بیاموزید که با پیژامه بخوابند و قبل از خواب به دستشوئی بروند و کودکان را عادت دهید که به پشت بخوابند و دست ها را بیرون از لحاف یا پتو قرار دهند.

ل) سایر توصیه ها:

ایجاد سرگرمی مناسب برای اوقات بیکاری کودکان یکی از راه ها برای پر کردن اوقات بیکاری آنان است.آماده کردن شرایطی برای کودکان جهت انجام فعالیت های ورزشی،تفریحی سالم و آماده شدن جهت زندگی جمعی سالم و بحث های باارزش و مفید.

مادران نباید قنداق نوزاد را بسیار تنگ ببندند و یا در هنگام خشک کردن بچه،او را زیاد مالش دهند.مراقب باشند که بچه،خود را دستکاری نکند و شاهد روابط والدین نباشد.بهداشت فردی را به نوجوانان بیاموزند و به دختران نزدیک سن بلوغ،مسئلهء قاعدگی و به پسران مسئلهء احتلام را یاد دهند.

توصیهء آخر اینکه والدین حتما مطالعهء کافی در مورد تربیت کودک داشته باشند و یا با کارشناسان و متخصصین مربوطه در ارتباط باشند و از انجام روشهای خودسرانه و فاقد پشتوانهء علمی و اعتقادی،خودداری نمایند.

                                             ادامه دارد...



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

درمان انحرافات جنسي(قسمت چهارم):

 

در ادامهء سه پست قبلی،به نکات دیگری راجع به استمناء می پردازیم:

بررسی ها نشان می دهد که در افراد زیر،ابتلاء بیش از سایرین است:

n      افرادی که از شدت خجالت،همیشه گوشه گیر و سرد هستند.

n      کودکان یا نوجوانانی که خود را در محیط، فراموش شده یا نارضایت می یابند.

n      افرادی که بسیار خیالباف و رویائی هستند.

n      آنهائی که مبتلاء به بیماری های انگلی و معده ای هستند.

n      افرادی که اختلالات روانی داشته و در حالت اضطرابند.

n      کسانی که ارتباط با دیگران را زیاد دوست ندارند.

n      افرادی که نزدیک بلوغ بوده و اتفاقاتی،آنها را تحریک کرده است.

n      افرادی که دچار ضعف قوای جنسی هستند.

n      آنهائی که به این کار عادت کرده اند،با تحریک کوچکی،از خود بیخود می شوند.

n      افرادی که با آمیزش،احساس ارضاء شدن نمی کنند.

عوارض استمناء:

یک) زیانهای زیستی:

  • تورم کانال نطفه،غدهء پروستات و قسمتهای انتهائی مجرای ادرار ؛
  • کاسته شدن انرژی؛
  • شل شدن عضلات تناسلی ؛
  • ایجاد رنگ پریدگی و زردی رنگ ؛
  • احساس درد هنگام خونریزی قاعدگی در دختران و بی نظمی قاعدگی و ایجاد ترشحات چرکی ؛
  • احساس خستگی مفرط و خواب آلودگی ؛
  • سوت کشیدن گوش ها،کم خونی و آسیب به رشد نخاع ؛
  • خطر آسیب پردهء بکارت در اثر دست مالی زیاد در دختران .

دو) زیانهای روانی:

  • تحریک عصبی به واسطهء ایجاد هیجان جنسی ؛
  • آشفتگی های روحی و اخلاقی به علت تداوم آن ؛
  • کم حوصلگی،سستی،افسردگی،بیخوابی،بی اشتهائی،خمودی و...؛
  • ضعف اراده ؛
  • زودرنجی و حساسیت به مسائل کوچک،ترسو بودن،کمروئی و خجالت بیش از حد ؛
  • ضعف بینائی و شکایتهای بیمورد دربارهء ناراحتی های شکمی و ...؛
  • ضعف اعتماد به نفس ؛
  • سرزنش و تحقیر خود به علت ارتکاب به گناه که سبب ضربهء شخصیتی می گردد ؛
  • ترس از کشف این مسئله توسط والدین و یا ترس به خاطر از دست دادن بکارت در دختران می تواند در روحیهء فرد،اثر منفی بگذارد.

سه) زیانهای اجتماعی:

  • سبب گوشه گیری از اجتماع و غوطه ور شدن در دنیای درونی می گردد .
  • به واسطهء گرایش به خود و دوری از ازدواج که راه صحیح ارضاء است،نظم جامعه به هم می خورد .
  • احساس بدبینی به دیگران و حسادت به آنهائی که دارای نشاط هستند در فرد ایجاد می گردد.
  • عدم احساس ارضاء در زندگی پس از ازدواج،باعث سردی روابط زوجین می گردد.

چهار) زیانهای بدنی:

  • حساسیت و ضعف مراکز عصبی در اثر مداومت بر این کار ؛
  • جلوگیری از رشد صحیح این قسمتهای عصبی در طول رشد نوجوان ؛
  • ضعف روحی به واسطهء ارضای ناکامل و سپس پشیمانی از عمل ؛
  • بر هم زدن نظم و آرامش روحی که در زندگی بعدی،برای بدن، اثر سوء خواهد داشت؛
  • ضعف قوهء بینائی،شنوائی و سوت کشیدن گوش ؛
  • از دست رفتن لذت مقاربت پس از ازدواج ؛
  • احتلام مکرر ؛
  • خستگی و ضعف عضلانی ؛
  • سرگیجه ؛
  • مبتلاء شدن به انزال زودرس ؛
  • احساس سر و صدا.

........................ادامه دارد....

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

درمان انحرافات جنسی(قسمت سوم):

در ادامهء بحث قبلی،به سایر موارد مربوط به استمناء می پردازیم:

خطرات استمناء:

از آنجائیکه استمناء یک عمل انحرافی است،حتما در زندگی فرد،اثر منفی خواهد داشت.

نوجوانی که این کار را انجام می دهد،با کسب لذت از خود،به تدریج از پدر و مادر و اجتماع،بریده و در خود فرو می رود.

این تصور که این فرد،خود به خود و یا با ازدواج کردن،این عمل را ترک خواهد کرد،تصوری کاملا اشتباه است.وجود این انحراف می تواند در اثر استمرار،سبب به هم خوردگی زندگی او گردد.در صورت عدم جلوگیری و درمان،ممکن است تا سنین پیری،همراه او باشد.

علل استمناء:

یک) علل زیستی:

الف)نامنظم بودن پوست در ناحیهء ختنه گاه می تواند سبب تحریک گردد.

ب)تورّم در اطراف غشاء مخاطی مهبل در دختران نیز محرک است.

ج)وجود انگلهای روده ای که سبب خارش دستگاه تناسلی می گردد و خارش این عضو ممکن است سبب احساس لذت در فرد یا کودک گشته و تکرار آن باعث ابتلاء به این بیماری گردد.

د)نگهداری ادرار یا مدفوع و یا وجود حالتی مانند یبوست (خشکیّت) می تواند تحریک کننده باشد.

ه) ایجاد بلوغ زودرس که ناشی از عدم تعادل هورمونهای جنسی در بدن است.

و) وجود بیماریهائی که سبب خارش بدن می گردد.

ز) وجود بیماریهائی مانند بواسیر.

ح) عدم رعایت بهداشت دستگاه تناسلی در اثر شست و شو های ناقص.

ط) رشد دستگاه تناسلی همزمان با رشد بدن می تواند یکی از عوامل تحریک باشد که در این هنگام باید از پوشیدن لباسهای زیر که بسیار نرم و یا زبر باشد خودداری کرد.

دو) علل روانی:

الف) اگر نوجوان یا جوان دارای اختلال روانی باشد،ناگزیر به خود روی می آورد.استمناء در نزد دیوانگان بسیار شایع است.

ب) اگر کودک سرگرمی سالم و جذاب نداشته باشد ناچار به خود روی می آورد.

ج) کنجکاوی کودکان سبب می گردد که میل به کشف خود و کشف اختلاف خود با جنس مخالف داشته باشد.

د) احساس حالت بیکسی،زائد بودن،بی مصرف و منزوی بودن نیز می تواند سبب این لغزش گردد.

ه) منع ها و برانگیزاندن حساسیت نوجوان به وسیلهء تهدیدها و پرهیز دادن های مکرر می تواند توجه او را به این امر جلب کرده و به او می فهماند که این مسئله، یک امری است که باید پنهانی انجام گیرد.

سه) عوامل مکانیکی:

 

الف) نوازش و مالش کشالهء ران یا آلت تناسلی نوجوان یا کودک که توسط والدین،مربیان و یا افراد منحرف می تواند سبب تحریک کودک گردد.

ب) مالیدن خود به نرده ها یا تشک می تواند یکی از عوامل تحریکی باشد که مربیان باید از این امر در کودک جلوگیری کنند تا به صورت عادت در نیاید.

ج) عادت به دستکاری خود در کودکان باید مورد توجه قرار گیرد.

د) در هنگام شست و شو باید توجه داشت که نوازش ها و تحریکات فوق،بیش از حد ایجاد نگردد.

چهار)عوامل اجتماعی:

الف) نوع بازی کودکان و نوجوانان در این مسئله بسیار دخیل است،بازیهائی که آنها سعی در تقلید کار پدر و مادر خود دارند،سوار شدن بر دوش یکدیگر و ...می تواند عامل شروع باشد.

ب)قرار گرفتن در محیطی که اینگونه روابط و مسائل تحریکی دیده شود یا عکسها و صور قبیحه یا فیلمهای مبتذل وجود داشته باشد.

ج)شنیدن داستانهای تحریک کننده و بدآموز و منحرف به طور غیر مستقیم می تواند تحریک کننده باشد.

پنج)عوامل عاطفی:

الف) نوازشهای غلطی که توسط والدین یا مربیان به عنوان علاقه و محبت در ناحیهء دستگاه تناسلی رخ می دهد،تحریک کننده است.

ب) از آنجائی که پس از عمل استمناء،یک نوع آرامش کاذب به فرد دست می دهد،وجود جوّ اضطراب و نگرانی سبب تشدید میل به تکرار این عمل می گردد.

ج) با توجه به اینکه شیوع این عمل در افراد منزوی بیشتر است،احساس انزوا و محرومیت از مهر و محبت می تواند عاملی در این جهت باشد.

د) برخی از افرادی که دارای عقده های حقارت هستند،جهت تعدیل خود،دست به انجام این عمل می زنند.

ه) احساس احتیاج به صحبت و جذب به کانونهای غلط محبت و انحراف به سوی مبادرت به استمناء،یکی دیگر از عوامل است.

شش) سایر علل:

از علل دیگر می توان به طور کلی به بی بند و باری در نحوهء آزادیها، استحمام به صورت لخت کامل،تنهائی ها،خوابیدن بدون زیرشلواری،لباسهای نامناسب،تشک بسیار نرم،کنجکاوی بسیار در نحوهء معاشرت زن و مرد و غیره اشاره کرد.

                                                                                               ادامه دارد...



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

درمان انحرافات جنسي(قسمت دوم):

قسمت قبلی این پست،نکات کلی مربوط به روش پیشگیری انحرافات جنسی را بیان کردیم.در ادامه،به موارد دیگری می پردازیم:

 

استمناء ( خودارضائی؛ استشهاء ؛ اونانیسم ؛ جلق ):

استمناء، نوعی عمل مکانیکی در دستگاه تناسلی است که در افراد صورت می گیرد.فرد در ذهن خود،تصوراتی را از آنچه که می خواهد به آن برسد،ایجاد می کند و از طرف دیگر،خود را به نحوی که انتظار دارد در برخورد با او تحریک شود،تحریک می کند.اگر آن تصورش در دسترس باشد،به این عمل اقدام ننموده و از طریق بازیها و روابط جنسی،آن را حل می کند.

با شروع این عمل،این تخیلات بیشتر می شود،به نحوی که حضور افراد ذهنی،بیشتر می گردد.مواجههء جوانان و نوجوانان با صحنه ها و روابط غلط،که سبب به فکر فرو بردن آنها شود و مزهء لغزش را در او چشانده باشد،عامل تحریک کنندهء این عمل می تواند باشد.

این لغزش،قبل از ریشه دار شدن در جان نوجوان،یک احساس است که به صورت تخیل درآمده و به تدریج به فعلیت مبدل می گردد و فرداستمناء می کند...

نکتهء بسیار مهم:قبل و بعد از انجام عمل استمناء،یک حالت تشویش و اضطراب و نگرانی در فرد وجود دارد که او با توسل به این عمل،سعی در خاموش نمودن آن دارد؛در حالی که تشویش و اضطرابی که پس از آرامش موقّتی ناشی از این عمل،به وجود می آید،دوباره او را برای تکرار های بعدی این عمل،برمی انگیزد...

علائم:

افراد مبتلاء به استمناء:

-- اکثرا تنبل و بیحال هستند.

-- به نظر،غمگین و مضطربند.

-- بدنی سست و ضعیف دارند.

-- از لحاظ عصبی،تعادل ندارند.

-- ممکن از چیزی مانند چرک از دختران خارج شود.

-- چشم ناآرام و اشک آلود دارند.

-- جای خارش روی دستگاه تناسلی آنها دیده می شود.

-- تمایلی برای انجام حرکات سریع و با نشاط ندارند.

-- زود عصبی می شوند و تندخو هستند.

-- اکثرا کف دست آنها عرق کرده است.

-- از رؤیا وحشت دارند.

-- زیر چشم آنها اندکی کبود است.

-- معمولا رنگ پریده هستند.

-- در برخی از آنها لرزش دست و چشم وجود دارد.

-- بدبینی و عدم قدرت سازش با اجتماع در اکثر آنها دیده می شود.

-- گاهی شدیدا در خود فرو می روند.

راه های پیش گیری و درمان :

مطمئنا پیشگیری همیشه بهتر از درمان است و به همین جهت،در مرحلهء اول،راههای پیشگیری ارائه می شود و در مرحلهء بعدی،روش درمان.

مرحلهء اول:پیشگیری:

والدین هرگز نباید به این تصور غلط عقیده داشته باشند که کودکان باید بدون نظارت،رشد یافته و بزرگ شوند؛بلکه بهتر آن است که از بروز حادثه های ناخواسته برای آنها پیشگیری شود.

از آنجائی که استمناء،امری است که در خلوت و تنهائی رخ می دهد،والدین باید از زیاد تنها گذاشتن فرزندان،خودداری کنند ...

برای پیشگیری،باید از انجام و یا ایجاد آنچه تاکنون از طرق تحریک کننده جهت شروع به ابتلاء به این بیماری ذکر شد،جلوگیری به عمل آید؛لذا موارد زیر ذکر می گردد:

    *  لباسهای زیر،تنگ و چسبان،زیاد زبر و یا نرم نباشد.
    * بیماری های معده ای و انگلی هرچه زودتر درمان گردد.
    * شست و شوی کودک،دقیق و غیر تحریک کننده باشد.
    * تماسهای او به خصوص در سنین بلوغ،تحت کنترل باشد.
    * محبت قلبی والدین باید به کودک ابراز گردیده و کودک احساس انزوا نکند.
    * نوجوان باید والدین خود را در تنگناها به عنوان حامی خود بداند و این تصور را باید والدین در کودک ایجاد کنند.
    * جلوگیری از دستکاری کودک با خود و نشان دادن ناخوشایند بودن این عمل.
    * جلوگیری از نگهداری ادرار و مدوفوع،به خصوص در کودکان.
    * عادت دادن کودک به بیرون گذاشتن دستها از پتو یا لحاف در هنگام خواب و نیز تا زمانی که هنگام خواب کودک فرا نرسیده است،وی را به بستر نفرستند.
    * والدین نباید به خاطر خردسال بودن فرزندانشان و جهت خوشایند لحظه ای آنها،مبادرت به نوازش دستگاه تناسلی آنها بنمایند. زیرا این لذت سبب انحراف آنها در آینده خواهد گشت.
    * دور نگهداشتن فرد از عوامل تحریکی.
    * جلو گیری از ایجاد جوّ تشویش و اضطراب و مراقبت از ناراحت خوابیدن فرزندان.

نکتهء بسیار مهم: هرگاه مسئله ای پیش آید که باعث ناراحتی کودک شود،باید والدین سعی کنند که قبل از خوابیدن کودک،این نگرانی و تشویش را از دل کودک خارج کنند.زیرا تشویش و اضطراب،از عوامل مهم استمناء است.هر قدر تشویش و اضطراب کودک،بیشتر طول بکشد،احتمال استمناء بیشتر می شود.حتی اگر فاصلهء زمانی بین تخلفاتی که نیاز به تذکر و تنبیه دارد،با تذکر و تنبیه،زیاد باشد،احتمال استمناء افزایش می یابد.پس اگر کودک شما مرتکب تخلفی شد،او را در انتظار طولانی تنبیه یا تذکر قرار ندهید؛بلکه سریعا تکلیف وی را در مورد تنبیه یا تذکر،معین کنید تا اضطراب کودک،طول نکشد...

    * معاشرت با فراد ناشناخته منع گردد.
    * دادن آگاهی به کودک یا نوجوان که نباید با اعضای بدن خود بازی کند.او باید بداند که دیگران که در معاشرتهایشان قصد فریب او را دارند،قصد درستی ندارند و باید جریان را به پدر و مادرش بگوید.
    * جوان باید بداند که عزت نفس او باید مانع از تن دادن او به اینگونه پستی ها باشد.
    * تقویت کردن ایمان و نیروی مذهب و اینکه نوجوان باید بداند که خدا بر اعمال او ناظر و آگاه است و هرچه انجام می دهد،در روز قیامت دارای حساب و کتاب است.

مرحلهء دوم:درمان:

والدین باید در نظر داشته باشند که در برخورد با این مسئله،از برخورد عجولانه،شدید و بدون برنامه و مخصوصا بدون مطالعهء کافی یا مشورت با کارشناسان و متخصصین مربوطه،اجتناب نموده و کار را ابتدا با تذکر و دلسوزی شروع نمایند...

از دست ندادن فرصتها در درمان استمناء یک ضرورت حیاتی است،زیرا این معضل،یک بلا و آفت اجتماعی است.

والدین باید توجه کنند که رها کردن این موضوع و نیز این تصور که این مشکل،خود به خود و یا در اثر ازدواج،خوب خواهد شد،یک اشتباه بزرگ است،زیرا در افرادی که این عادت،جایگزین شده است،تا سنین پیری نیز ادامه پیدا کرده است.

اولا جوان باید بداند که این مسئله،امری غیر عادی است و درمان آن ضرورت دارد.

ثانیا والدین و مربیان باید به گونه ای سربسته،این مطلب را عنوان کنند و مواظب باشند تا فرد مبتلاء را دچار خجلت زدگی و ضایع شدن نکنند و با به رخ کشیدن موضوع، آبروی او را در حضور دیگران،نبرند.

ثالثا علل اولیه ای را که باعث بروز این بیماری شده است،پیدا کرده و از بین ببرند.

رابعا در صورتی که علت این عمل،بیماری و ضعف عصبی و اختلال روانی باشد،حتما به درمان پزشکی و روانپزشکی متوسل شوند.

خامسا جلو گیری از بیکار ماندن کودک به وسیلهء کار یا اسباب بازی مفید و داشتن تفریحات سالم و مخصوصا ورزش.زیرا ورزش بهترین وسیلهء مصرف شدن انرژی های اضافی و از بین رفتن زمینهء استمناء می باشد.

                                                                   ادامه دارد...



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

درمان انحرافات جنسي(قسمت پنجم و آخر):

در ادامهء چهار پست قبلی راجع به استمناء، به موضوع همجنس بازی می پردازیم:

هم جنس بازی (لواط ؛مساحقه):

در مورد هم جنس بازی باید دقت کنیم که در مورد این معضل غیر طبیعی ، دو جنبهء اساسی آن را باید از هم جدا کرد:

اول، داشتن میل جنسی به همجنس؛

دوم،انجام رفتارها و اعمال جنسی که بین افراد هم جنس اتفاق می افتد.

توجه کنیم که داشتن میل جنسی به همجنس،صرفا یک بیماری به حساب می آید و تا زمانی که به انجام رفتار و عمل خاص جنسی منتهی نشده باشد،جرم یا گناه به حساب نمی آید و مجازاتی متوجه آن نیست؛ولی اگر به عملی جنسی منجر شود،جرم و گناه به حساب می آید و مجازات دارد. اگر کسی دارای تمایلات هم جنس گرایانه باشد،باید وی را مانند یک بیمار به سوی درمان هدایت کرد.

حال ببینیم ریشه ها و علت های بروز این میل غیر طبیعی در انسان چیست:

یکی از دلایل بروز این میل،عدم تعادل هورمونی در بدن انسان است.کم بودن هورمونهای مردانه و زیاد بودن هورمونهای زنانه در مردان و برعکس،کم بودن هورمونهای زنانه و زیاد بودن هورمونهای مردانه در زنان.(توجه کنیم که در بدن هر فردی،چه مرد باشد و چه زن،هر دو نوع هورمون وجود دارند؛لیکن در مردان،هورمونهای مردانه و در زنان،هورمونهای زنانه بیشتر و غالب تر است)

دلیل دیگری را که در مورد علت تمایل به هم جنس مطرح کرده اند،درست کار نکردن برخی قسمتهای مغز می باشد. همچنین نقص ارثی و ژنتیکی را از عوامل این گرایش غیر طبیعی شمرده اند. مواردی ماننند مسن بودن مادران افراد هم جنس باز،هنگام به دنیا آوردن آنها و ...

عامل بسیار مهم دیگری هم که از علل اصلی تمایل به هم جنس گرائی شمرده اند،عامل روانی است:برخی الگوهای عاطفی غلط در خانواده که باعث می شود که مثلا پسران نسبت به مادران و در نتیجه به جنس مخالف،متنفر شود و یا در او،ترس ایجاد شود و در نتیجه،به سوی افراد هم جنس،تمایل پیدا کند...

پیشگیری و درمان:

تقریبا تمام توصیه هائی که در بالا در مورد پیشگیری از انحرافات جنسی گفته شد،در اینجا نیز صادق است.مانند جلوگیری از دیدن صحنه های قبیح و زننده و نیز تامین کمبودهای عاطفی کودک و یا کنترل معاشرت کودک و نیز کنترل و نظارت بر رفت و آمدهای وی به محیط هائی مانند ورزشگاه ها و استخرها و...

اما در مورد درمان این معضل،باید توجه کرد که فرد مبتلا اول باید به روانپزشک و یا روانکاو مراجعه کند تا در صورتی که مشکلش،ریشهء روانی و عاطفی داشته باشد،به وسیلهء روان درمانی معالجه شود. در مرحلهء بعدی(و البته با راهنمائی روانپزشک)باید به متخصص غدد یا ژنتیک و ... مراجعه کند تا با رفع ریشه های این مشکل،میل طبیعی به جنس مخالف در وی به وجود آید.

توصیهء مهم:

در هر صورتی باید توجه داشت که در اولین برخورد با فرد منحرف،استفاده از قوهء قهریه و تنبیه و مجازات،کارساز نیست و بلکه در وهلهء اول،باید به ریشه یابی مشکل پرداخت و نسبت به درمان آنها اقدام کرد. هر گونه اقدامات خودسرانه و فاقد جنبهء علمی و اعتقادی،نه تنها کمکی به حل مشکل نخواهد کرد،بلکه علاوه بر تشدید آن،ممکن است به پنهان کاری منجر شود که آن هم عواقب خاص خودش را دارد.

منابعی که در تنظیم این پنج پست،مورد استفاده قرار گرفته اند:

1)جوانان،ازدواج و مسائل جنسی.مؤلف:دکتر روح الله خالقی.

2)آناتومی بدن مرد.ترجمه و اقتباس:دکتر فرخ سیف بهزاد.

                                                                            پایان



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب

فرار مغز ها چرا؟؟؟

جمال:نظر شما راجع به پدیدهء فرار مغز ها چیه؟

امید: این معضلی است که از مدتها پیش گریبانگیر کشور ما شده و نجبگان و به تعبیر شما مغزهای کشور ما به دلیل فراهم نبودن شرایط و امکانات پیشرفت،مجبور شده اند تا با مهاجرت یا حتی فرار به کشورهای پیشرفته،از امکانات کشورهای دیگر در جهت شکوفائی استعدادهای خدادادی شون استفاده کرده و از اون استعدادها بهره ببرند.

جمال:آیا این مسئله،صرفا در جهت شکوفائی استعداد هاست یا اینکه این نخبگان،قصد اقامت دائم در کشورهای مقصد دارند؟

امید:غیر از مواردی که ممکن است نخبگان،به دلایل شخصی به کشور بازگردند،دلیلی وجود نداره که برگردند.وقتی امکاناتی در کشور فراهم نیست،هیچ آدم عاقلی انگیزه پیدا نمی کنه که آن امکانات علمی و رفاهی رو رها کنه و به کشور عقب مانده اش برگرده.

جمال:اگر موضوع،صرفا استفاده از امکانات علمی و تحصیلی و یا سایر فرصت ها،از قبیل فرصت های اقتصادی و ...باشه،من هم با شما موافق هستم که اتفاقا مصداق توصیه های دینی ماست که دانش را ولو در دورترین نقاط دنیا مثل چین هم باشه باید یاد گرفت.و یا حتی توصیه به آموختن علم از کسانی که از نظر اعتقادات ما،گمراه به حساب می آیند، در آموزه های دینی ما آمده است.اما موضوع اقامت دائم اینگونه افراد در کشور های دیگر،جای تأمل است.

امید:چرا؟مگر هر انسانی اختیار زندگی خودشو نداره؟کدام منع شرعی و یا قانونی وجود داره که کسی نتونه بر خلاف خواستهء خودش در خارج اقامت کنه؟علی الخصوص که دولت،توانائی فراهم نمودن امکانات علمی و رفاهی رو نداره؟

جمال:هرچند که ظاهرا هیچ مانعی برای مهاجرت نخبگان و حتی اقامت دائم اینگونه افراد در کشور های دیگه وجود نداره،اما من می خوام در قالب چند سؤال،این موضوع رو موشکافی کنم.

امید:آمادهء پاسخگوئی هستم.

جمال:لابد با من موافقید که امکان مهاجرت جمعیت هفتادوپنج میلیونی کشورمان وجود نداره و به وضوح،این موضوع غیر ممکنه.

امید:درسته. اما هر کسی اختیار زندگی خودشو داره و دلیلی نداره که فردی مثل بنده یا شما برای مهاجرت،منتظر مهاجرت جمعیت هفتادوپنج میلیونی کشور بشه.شاید عده ای دوست دارن به هر قیمتی شده، در کشور بمونن و یا امکان مهاجرت براشون فراهم نشه.دیگران چه گناهی دارن که معطل اونا بشن؟

جمال:درسته.اما من از شما سؤال می کنم:فرض کنیم نخبگان کشور ما و نیز عدهء دیگری از مردم کشور،این امکان رو پیدا کنن که به کشورهای دیگر پناهنده بشن و اقامت دائم دریافت کنن.تکلیف بقیهء مردم چی میشه؟

امید:گفتم که.هرکسی صاحب اختیار زندگی خودشو داره و نباید به خاطر مسائل احساسی و عاطفی،در مورد زندگی خودش تصمیم بگیره...

جمال:من اصلا کاری به موضوع اختیار زندگی و یا به قول شما مسائل عاطفی و احساسی ندارم.فقط می پرسم که تکلیف بقیه چی میشه.اجازه بدید خودم چند تا جواب به این سؤال بدم و از شما بخوام که یکی از این جواب هارو انتخاب کنید.

امید:موافقم.بفرمائید.

جمال:به نظر من،از سه حال خارج نیست:

یک)یا باید مردم باقی مونده در کشوری که به تعبیر شما دولتش قادر به فراهم کردن امکانات نیست،رو به قبله دراز بکشن و از زندگی صرف نظر کنن.

دو)یا باید با این فقدان امکانات،بسوزن و بسازن.

سه)یا اینکه قدم در راه اصلاح وضعیت خراب مملکت بردارن و شرایط رو برای بهینه کردن وضع مملکت،تغییر بدن. فکر کنم از این سه حال،خارج نیست.با این حال اگه شما گزینه های دیگه ای به ذهنتون می رسه بگید تا اونا رو هم به این سه جواب اضافه کنیم.

امید:نه.جواب دیگه ای به ذهنم نمی رسه.

جمال:فکر کنم شما هم با من موافق باشید که گزینهء اول و دوم رو نمی تونیم انتخاب کنیم.دلیل ساده اش اینه که الان خیلی ها در این کشور،مجبور به اقامت هستن و به دلیل عدم امکان مهاجرت،نمی تونن از کشور خارج بشن؛اما مطمئنا نه رو به قبله دراز میکشن و نه می تونن بسوزن و بسازن.همونطوری که من و شما نمی تونیم رو به قبله دراز بکشیم یا بسوزیم و بسازیم. تنها گزینه ای که می مونه اینه که مردم باقی مونده در کشور،اقدام به اصلاح وضع کنونی کنن. اما اینجا باز چند سؤال اساسی و خیلی دقیق پیش میاد.

امید:چه سؤالاتی ؟

جمال:آیا امکان اصلاح وجود داره یا نه؟اگه امکان اصلاح وجود نداره،پس ما مجبوریم به اون دو گزینه متوسل بشیم.اما اگه امکان اصلاح و تغییر مملکت، به هر طریقی وجود داره،چرا اون نخبگانی که به دلیل عدم وجود امکانات مهاجرت کردن،نمیان تا با کمک مردم باقی مونده در کشور،اقدام به تغییر و اصلاح کشور بپردازن؟مگه نه اینکه از اولش هم به دلیل ناامیدی از اصلاح کشور،مهاجرت کرده بودن؟اینطوری روند اصلاح امور،سرعت بیشتری می گیره و زودتر از حالتی که مردم باقی مونده می خواستن اصلاح کنن،اصلاح میشه.

امید:حالا مگه چه عیبی داره که اونا نیان؟

جمال:ظاهرا عیبی نداره؛اما مگه نه اینکه ما انسانها موجوداتی اجتماعی هستیم و یکی از جنبه های انسانیت مون هم،احساس مسئولیت در قبال سایر آدماست؟ چرا فقط در دوران راحتی در کنار هم باشیم ولی در دوران سختی،همدیگه رو تنها بزاریم؟ آیا این بهانه،منصفانه است که چون مثلا دولت یا رژیم ما،امکانات رو فراهم نمیکنه،ما کشورمون رو رها کنیم و به دست دیگران بسپاریم؟هرچند که این حرفا در قالب هیچ قانون رسمی و مدوّن نمی گنجه،اما بالاخره همه مون انسان هستیم یا نه؟ایرانی هستیم یا نه؟مسلمان هستیم یا نه؟

اگه شما خوانندگان این مطلب،پیشنهاد بهتری دارین بفرمایین استفاده کنیم......



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است